مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )

28

محاسن اصفهان ( فارسى )

[ ذكر اوّل ] در وصف اصفهان بر سبيل اجمال سلام اللّه ما تلى المثاني * و ما اصطخب المثالث و المثاني على اكناف جيّ و ساكنيها * و وادي زندروذ و أصفهان مطلع ترجمه اصفهان - سقاها اللّه - شهرى است به حقيقت مخصوص به اوفى قسمى از مبادى ايادى الهى - جلّ جلاله - ، و منصوص بر اوفر سهمى از غرايب مواهب پادشاهى - عمّ نواله - ، جريدهء اسماء بلدان ، به شرف اسم او مصدّر ، و خريدهء رسوم فردوس را لطف رسم او مصدر ، و هم‌چنان‌كه وصول نيّر اعظم كه خسرو چرخ چهارم است به نقطهء اعتدال زمانى ، مظهر آثار رحمت پروردگارى ، و مطلع انوار و ازهار بهارى مىشود ، اين سواد اعظم ، در حيّز كمال مكانى اقليم چهارم - به اجماع افاضل - مستجمع جميع فضايل ، و به اتّفاق خلايق ، مستوعب ساير خلايق و شمايل است . از جهت طيب بقعه ، فردوس هشت‌گانه از نفخه‌هاش بويى ، و با سعت رقعه ، اقليم هفت‌گانه بر عرصه‌هاش گويى ، خاك پاك او طيرهء عود ، و گل گل رشك مشك هواى دل‌گشايش و آب جان‌فزايش ، شباب عيسى مريم ، زهاب كوثر و زمزم ، لطافت و ظرافت سواكن و قطّان آن مثل ارباب طبع ، و اصحاب عشرت و اهل تمييز و معرفت و نظافت مساكن و اوطان ، مانند خانه‌ها و كوشك‌ها و حجرات حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ ،